top of page
Search

تو دیگه جوون نیستی...

You’re not small. You’re just… diminished.
You’re not small. You’re just… diminished.

یک تفاوت وجود دارد.

بعضی از آدمها - اسمشان را نمیبرم؛ قبلاً این کار را در ذهنت انجام دادهام - این توانایی را دارند که کاری کنند احساس کنی فضای زیادی را اشغال کردهای، در حالی که همزمان از تو انتظار دارند تمام بار عاطفی خانه را به دوش بکشی.

واقعاً شگفتانگیزه. یه مهارت فوقالعاده.

بعد از مدتی، احساس میکنی که مشکل از خودت است. مثل یک پتو شروع میکنی به تکه تکه کردن خودت، منتظر اینکه بالاخره یکی به تو بگوید:

وای، خیلی کوچک و کاربردی به نظر میرسد!

آنها هرگز این کار را نکردند.

چون هدف این نیست که تو رو "بهتر" کنه، هدف اینه که تو رو...

نه از نظر فیزیکی. نه به معنای واقعی کلمه. فقط... از نظر ذهنی. آرام. ساکت.

اما حقیقت این است که تو هیچوقت جوان نیستی. تو فقط کنار کسی هستی که میخواهد این را باور کنی.

و راستش را بخواهید؟ دیگر مسئولیتی بر عهدهی شما نیست.

بله، از آن فنجان بنوش. فنجانی که به تو یادآوری میکند مشکل از تو نیست. فنجانی که حرفهایی را که نمیتوانی با درایت بگویی، منتقل میکند.

تو کوچیک نیستی. فقط داری کوچیکتر میشی.

ایوا، اگه میخوای اینو با قهوه صبحت سفارش بدی، جلوتو نمیگیرم.

 
 
 

Comments


bottom of page